3.12.2011
Earthquake and tsunami in Japan @@@@ زلزله و سونامي در ژاپن
رخداد زمينلرزه اي با بزرگاي 8.9 در مقياس امواج دروني زمين در ساعت 9 و 10 دقيقه بامداد روز جمعه 20 اسفندماه در 125 كيلومتري شرق ساحل هونشو ژاپن و 380 كيلومتري توكيو بخشهاي وسيعي از ژاپن و قسمتهايي از شرق چين و روسيه را به لرزه درآورد.
به گزارش ايسنا، تلفات اين زلزله كه بزرگترين زلزله ثبت شده در تاريخ ژاپن و پنجمين زلزله شديد از سال 1900 ميلادي است تا هفت ساعت پس از رخداد - حدود ساعت 4 بعد از ظهر جمعه به وقت تهران - حدود 60 نفر كشته و حدود 200 نفر ناپديد گزارش شده است.
دولت ژاپن پس از وقوع اين زلزله در پهنه زلزله زده اعلام وضع فوق العاده كرد و سامانههاي حمل و نقل - مترو، كشتي راني و قطارهاي سريع السير شينكانسن - فعاليت خود را در سندايي و توكيو در ساعات اوليه پس از رخداد متوقف كردند.
در سندايي سامانه هاي ارتباطي موبايل و همچنين فعاليت چهار نيروگاه هسته اي متوقف شد.
شش مورد آتش سوزي در ساعت هاي اوليه از پهنه رومركز مهلرزه اي گزارش شد كه يكي مربوط پالايشگاهي در نزديكي توكيو بود.
امواج سونامي حاصل از رخداد زلزله تقريبا به تمام كشور هاي حاشيه اقيانوس آرام از فيليپين تا اندونزي، نيوزيلند، كاليفرنيا و هاوايي در آمريكا و … رسيد. آژير هشدار سونامي از ژاپن تا مناطق ساحلي تمامي كشور هاي اقياوس آرام به مردم هشدار داد تا ساحل را ترك كنند.
دكتر مهدي زارع، معاون پژوهشي و فناوري پژوهشگاه بينالمللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله در گفتوگو با خبرنگار علمي ايسنا با اشاره به اين كه ژرفاي كانوني زلزله روز جمعه ژاپن حدود 25 كيلومتر و سازوكار آن فشاري با يك صفحه كاملا نزديك به قائم بوده است، خاطرنشان كرد: اين زلزله از نظر رده بندي هاي علمي زلزله شناسي از رده زلزله هاي بزرگ است. در تقسيم بندي هاي زلزله شناسي تنها زلزله هاي با بزرگاي بيش از 8 (بزرگ great) نام مي گيرند و زلزله با بزرگاي 7 تا 8 (اصلي major) و زلزله با بزرگاي 6 تا 7 (شديد strong) ناميده مي شود.
وي با بيان اين كه بخش مهمي از تلفات و خسارتهاي اين زلزله به وقوع سونامي پس از رويداد اصلي مربوط است، تصريح كرد: از آنجا كه سرعت امواج حاصل از سونامي حدود 950 كيلومتر در ساعت است، بنابراين مي توان براورد كرد كه امواج حاصل از سونامي حدود هشت دقيقه طول كشيده تا به نزديكترين نقطه ساحل سندايي - در غرب كانون زلزله - برسد، بنابراين سامانه هاي هشدار تا حد زيادي توانسته اند جان بسياري از مردم را نجات دهند.
زارع با بيان اين كه زلزله روز جمعه ساحل شرقي هونشو بزرگترين زمينلرزه ثبت شده در تاريخ ژاپن از نظر اندازه بزرگاي زمين لرزه است، تصريح كرد: ژاپن سرزميني است كه با رخداد زمينلرزه هاي مهم و مخرب شناخته مي شود. در تاريخ زمينلرزه هاي ژاپن مي توان به زلزله اول سپتامبر 1923 كانتو ژاپن كه با خسارت و آتش سوزي وسيع در شهر توكيو همراه بود و موجب كشته شدن 105 هزار نفر شد و زمين لرزه 17 ژانويه 1995 كوبه - هانشين - با بزرگاي 6.9 كه با بيش از 6400 نفر تلفات اشاره كرد. ضمنا هم از نظر اندازه و هم رخداد سونامي پس از وقوع زلزله، زمين لرزه 11 مارس 2011 با زمين لرزه 26 دسامبر 2004 - پنجم دي ماه 1383- سوماترا در شرق اندوزي قابل مقايسه است. در آن زلزله متاسفانه بيش از 300 هزار نفر در اندونزي و كشور هاي حوزه اقيانوس هند كشته شدند و دبيركل سازمان ملل وقوع زلزله و سونامي 2004 اندونزي را بزرگترين فاجعه طبيعي قرن ناميد.
معاون پژوهشي پژوهشگاه بينالمللي زلزله شناسي در پاسخ به اين سوال كه اساسا به لحاظ زمين شناسي و زمين ساختي چرا چنين زمين لرزه هايي رخ مي دهند و چرا سرزمين ژاپن اين چنين لرزه خيز است به موقعيت خاص اين كشور اشاره كرد و گفت: ژاپن در محدوده فرورانش ورقه اقيانوس آرام به زير ورقه زمين ساختي اورازيا واقع است. به اين ترتيب كه به دليل بازشدگي در رشته كوه ميان اقيانوسي وسط اقيانوس آرام، پوسته اقيانوسي در حال ايجاد و گسترش در پهنه مياني اقيانوس آرام و در نتيجه رانده شدن بخش هاي قديمي تر پوسته اقيانوسي به سوي شرق و غرب و فشار آوردن به حاشيه هاي ساحلي اطراف اين اقيانوس است. در نهايت اين پوسته اقيانوسي در حال رانده شدن به سوي كناره هاي اقيانوس آرام به زير پوسته قاره اي در محدوده خشكي هاي اطراف اين اقيانوس پهناور فرو مي رود. دليل فرورانش عمدتا وزن سنگين تر پوسته اقيانوسي است و اينكه ضخامت پوسته اقيانوسي بين 6 تا 8 كيلومتر است. در حالي كه پوسته قاره اي سبكتر ولي ضخامتي متغير - تا حداكثر حدود 70 كيلومتر - دارد. اين وضع موجب مي شود كه در محدوده پيرامون اقيانوس آرام - پاسيفيك - محدوده اي بسيار فعال از نظر وقوع زلزله و آتشفشان به نام حلقه آتش (ring of fire) وجود داشته باشد.
زارع ادامه داد: اين توضيح مختصر را مي توان به طور عمومي به عنوان دليل وجود مرز فعال زمين ساختي و زمينشناختي پيرامون اقيانوس آرام - از آمريكاي شمالي گرفته تا آمريكاي مركزي و جنوبي در غرب تا روسيه، ژاپن و فيليپين، اندونزي و نيوزيلند در شرق- بيان كرد.
وي خاطرنشان كرد: در پهنه رومركزي زلزله 11 مارس، دو روز قبل - چهارشنبه 9 مارس- 18 اسفند 89- زمين لرزه اي با بزرگي 7.2 روي داد كه با تلفات يا سونامي همراه نشد ولي اكنون كه زمينلرزه با بزرگاي 8.9 رخ داده است مي توان استنتاج كرد كه زمينلرزه چهارشنبه پيش لرزه زمين لرزه روز جمعه بوده است؛ بنابراين گرچه اين رويداد پيش بيني نشد، ولي اطلاعات مهمي اكنون براي بررسي هاي علمي پيش بيني زلزله در اختيار پژوهشگران سراسر جهان قرار گرفته است و قطعا هم پژوهشگران ايراني و هم ساير زلزلهشناسان در ساير كشور هاي جهان از اين نظر توجه ويژه اي به اين رويداد خواهند كرد.
زارع در گفتوگو با ايسنا تصريح كرد: با نگاهي به توالي رخداد زلزله ها از چهارشنبه 9 مارس به بعد در پهنه رومركزي زلزله ساحل شرقي هونشو مي توان اطلاعات جالبي به دست آورد. زمينلرزه بامداد 9 مارس 2011 با بزرگاي 7.2 با وقوع سه پس لرزه شديد - با بزرگي 6 - و چهارده پس لرزه متوسط، با بزرگاي بين 5 و 6 در همان روز همراه بود. سپس در روز پنج شنبه 10 مارس - 19 اسفند - پنج پسلرزه با بزرگاي متوسط - بين 5 تا 6 - رخ داد. در نهايت در روز جمعه 11 مارس - 20 اسفند- زمين لرزه اصلي بازرگاي 8.9 در همان پهنه رومركزي روي داد. تا شش ساعت اول پس از رخداد زلزله روز جمعه، پانزده پس لرزه با بزرگاي بيش از 6 در پهنه رومركزي رخ داده كه يكي از آنها بيست و نه دقيقه پس از رويداد لرزه اصلي، بزرگي 6.8 و ديگري در 35 دقيقه پس از لرزه اصلي بزرگاي 7.1 داشته است. بنابر اين زلزله 11 مارس 2011 ساحل شرقي هونشو از ديد رخداد خوشه هاي زلزله ها، اتفاقي مهم و قابل توجه ويژه است كه اين كار هم اكنون توسط پژوهشگران در حال انجام است.
وي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه چرا زلزله روز جمعه ژاپن در مقايسه با زلزله بزرگ سوماترا كه بيش از 300 هزار كشته به جاي گذاشت، تلفات نسبتا ناچيزي داشت به سه نكته اشاره كرد.
به گفته دكتر زارع، اولا زلزله اندونزي موجب سونامي شد كه بلندي امواج آب حمله ور به سوي ساحل به حدود سي متر يا بيشتر - حدود سه برابر بلندي امواج حاصل از اين زلزله ژاپن- رسيد، بنابراين انتظار خسارت و تلفات بيشتر در زلزله 2004 مي تواند منطقي تلقي شود. نكته دوم آن است كه ژاپن كشوري صنعتي و توسعه يافته با يك سامانه كاملا مجهز هشدار سريع زلزله و سونامي است (اساسا اين سامانه ها در ابتدا در ژاپن طراحي و ايجاد شده اند)، بنابر اين ژاپن از هر جهت به لحاظ پيشرفته بودن و تجهيز به فناوري نوين خود از پيشروان اين عرصه است و وضع آن قابل مقايسه به كشور هاي اكثر فقير وتوسعه نيافته يا در حال توسعه جنوب آسيا نيست و مردم ساكن در سواحل سندايي حداقل هشت دقيقه فرصت داشته اند تا قبل از رسيدن اولين امواج حمله ور آب حاصل از سونامي، ساحل را با شنيدن آژير سامانه هاي كاملا مجهز هشدار سونامي ترك كنند. دليل سوم نيز آن است كه تمركز جمعيت در معرض ريسك زلزله و سونامي در منطقه رومركزي و سواحل در معرض خرابي ها و تخريب حاصل از سونامي، در ژاپن و كشور هاي حاشيه اقيانوس هند قابل مقايسه نيست. منطقه جنوب آسيا مهمترين تمركز جمعيتي در دنياست، در حالي كه زلزله اخير از نظر كانون در نزديكي ژاپن واقع بود كه كل جمعيت آن در پايان 2010 حدود 127 ميليون نفر بوده است و الزاما همه اين جمعيت در معرض خسارت و خرابي حاصل از زلزله و سونامي زلزله مارس 2011 نبوده اند.
وي خاطرنشان كرد: در ساعات اوليه پس از رخداد سازمانهاي جستوجو، نجات و امداد در تمامي كشور هايي كه سابقه سوانح طبيعي - به ويژه زلزله - داشته اند، از آمريكا و انگليس گرفته تا ايران، تركيه، اندونزي و نيوزيلند به حال آماده باش در آمده و در حال اعزام تيمهاي كمك به ژاپن براي بررسي موضوع و كمك به سازمانهاي زيربط در ژاپن هستند.
دكتر زارع تصريح كرد: به هر حال زلزله 11 مارس 2011 از هر جهت - جه جنبه هاي علمي و فني و چه از نظر اجتماعي، رواني و همچنين مديريتي و اجرايي - حاوي درسهاي مهمي است كه بايد بياموزيم. اتفاق طبيعي مهمي رخ داده است و اهميت آن جهاني است. مساله، فقط مساله ژاپن نيست. همگي بايد به كمك زلزله زدگان ژاپن بشتابيم و همزمان اين رويداد را بررسي كنيم و از آن بياموزيم.
به گزارش ايسنا، تلفات اين زلزله كه بزرگترين زلزله ثبت شده در تاريخ ژاپن و پنجمين زلزله شديد از سال 1900 ميلادي است تا هفت ساعت پس از رخداد - حدود ساعت 4 بعد از ظهر جمعه به وقت تهران - حدود 60 نفر كشته و حدود 200 نفر ناپديد گزارش شده است.
دولت ژاپن پس از وقوع اين زلزله در پهنه زلزله زده اعلام وضع فوق العاده كرد و سامانههاي حمل و نقل - مترو، كشتي راني و قطارهاي سريع السير شينكانسن - فعاليت خود را در سندايي و توكيو در ساعات اوليه پس از رخداد متوقف كردند.
در سندايي سامانه هاي ارتباطي موبايل و همچنين فعاليت چهار نيروگاه هسته اي متوقف شد.
شش مورد آتش سوزي در ساعت هاي اوليه از پهنه رومركز مهلرزه اي گزارش شد كه يكي مربوط پالايشگاهي در نزديكي توكيو بود.
امواج سونامي حاصل از رخداد زلزله تقريبا به تمام كشور هاي حاشيه اقيانوس آرام از فيليپين تا اندونزي، نيوزيلند، كاليفرنيا و هاوايي در آمريكا و … رسيد. آژير هشدار سونامي از ژاپن تا مناطق ساحلي تمامي كشور هاي اقياوس آرام به مردم هشدار داد تا ساحل را ترك كنند.
دكتر مهدي زارع، معاون پژوهشي و فناوري پژوهشگاه بينالمللي زلزله شناسي و مهندسي زلزله در گفتوگو با خبرنگار علمي ايسنا با اشاره به اين كه ژرفاي كانوني زلزله روز جمعه ژاپن حدود 25 كيلومتر و سازوكار آن فشاري با يك صفحه كاملا نزديك به قائم بوده است، خاطرنشان كرد: اين زلزله از نظر رده بندي هاي علمي زلزله شناسي از رده زلزله هاي بزرگ است. در تقسيم بندي هاي زلزله شناسي تنها زلزله هاي با بزرگاي بيش از 8 (بزرگ great) نام مي گيرند و زلزله با بزرگاي 7 تا 8 (اصلي major) و زلزله با بزرگاي 6 تا 7 (شديد strong) ناميده مي شود.
وي با بيان اين كه بخش مهمي از تلفات و خسارتهاي اين زلزله به وقوع سونامي پس از رويداد اصلي مربوط است، تصريح كرد: از آنجا كه سرعت امواج حاصل از سونامي حدود 950 كيلومتر در ساعت است، بنابراين مي توان براورد كرد كه امواج حاصل از سونامي حدود هشت دقيقه طول كشيده تا به نزديكترين نقطه ساحل سندايي - در غرب كانون زلزله - برسد، بنابراين سامانه هاي هشدار تا حد زيادي توانسته اند جان بسياري از مردم را نجات دهند.
زارع با بيان اين كه زلزله روز جمعه ساحل شرقي هونشو بزرگترين زمينلرزه ثبت شده در تاريخ ژاپن از نظر اندازه بزرگاي زمين لرزه است، تصريح كرد: ژاپن سرزميني است كه با رخداد زمينلرزه هاي مهم و مخرب شناخته مي شود. در تاريخ زمينلرزه هاي ژاپن مي توان به زلزله اول سپتامبر 1923 كانتو ژاپن كه با خسارت و آتش سوزي وسيع در شهر توكيو همراه بود و موجب كشته شدن 105 هزار نفر شد و زمين لرزه 17 ژانويه 1995 كوبه - هانشين - با بزرگاي 6.9 كه با بيش از 6400 نفر تلفات اشاره كرد. ضمنا هم از نظر اندازه و هم رخداد سونامي پس از وقوع زلزله، زمين لرزه 11 مارس 2011 با زمين لرزه 26 دسامبر 2004 - پنجم دي ماه 1383- سوماترا در شرق اندوزي قابل مقايسه است. در آن زلزله متاسفانه بيش از 300 هزار نفر در اندونزي و كشور هاي حوزه اقيانوس هند كشته شدند و دبيركل سازمان ملل وقوع زلزله و سونامي 2004 اندونزي را بزرگترين فاجعه طبيعي قرن ناميد.
معاون پژوهشي پژوهشگاه بينالمللي زلزله شناسي در پاسخ به اين سوال كه اساسا به لحاظ زمين شناسي و زمين ساختي چرا چنين زمين لرزه هايي رخ مي دهند و چرا سرزمين ژاپن اين چنين لرزه خيز است به موقعيت خاص اين كشور اشاره كرد و گفت: ژاپن در محدوده فرورانش ورقه اقيانوس آرام به زير ورقه زمين ساختي اورازيا واقع است. به اين ترتيب كه به دليل بازشدگي در رشته كوه ميان اقيانوسي وسط اقيانوس آرام، پوسته اقيانوسي در حال ايجاد و گسترش در پهنه مياني اقيانوس آرام و در نتيجه رانده شدن بخش هاي قديمي تر پوسته اقيانوسي به سوي شرق و غرب و فشار آوردن به حاشيه هاي ساحلي اطراف اين اقيانوس است. در نهايت اين پوسته اقيانوسي در حال رانده شدن به سوي كناره هاي اقيانوس آرام به زير پوسته قاره اي در محدوده خشكي هاي اطراف اين اقيانوس پهناور فرو مي رود. دليل فرورانش عمدتا وزن سنگين تر پوسته اقيانوسي است و اينكه ضخامت پوسته اقيانوسي بين 6 تا 8 كيلومتر است. در حالي كه پوسته قاره اي سبكتر ولي ضخامتي متغير - تا حداكثر حدود 70 كيلومتر - دارد. اين وضع موجب مي شود كه در محدوده پيرامون اقيانوس آرام - پاسيفيك - محدوده اي بسيار فعال از نظر وقوع زلزله و آتشفشان به نام حلقه آتش (ring of fire) وجود داشته باشد.
زارع ادامه داد: اين توضيح مختصر را مي توان به طور عمومي به عنوان دليل وجود مرز فعال زمين ساختي و زمينشناختي پيرامون اقيانوس آرام - از آمريكاي شمالي گرفته تا آمريكاي مركزي و جنوبي در غرب تا روسيه، ژاپن و فيليپين، اندونزي و نيوزيلند در شرق- بيان كرد.
وي خاطرنشان كرد: در پهنه رومركزي زلزله 11 مارس، دو روز قبل - چهارشنبه 9 مارس- 18 اسفند 89- زمين لرزه اي با بزرگي 7.2 روي داد كه با تلفات يا سونامي همراه نشد ولي اكنون كه زمينلرزه با بزرگاي 8.9 رخ داده است مي توان استنتاج كرد كه زمينلرزه چهارشنبه پيش لرزه زمين لرزه روز جمعه بوده است؛ بنابراين گرچه اين رويداد پيش بيني نشد، ولي اطلاعات مهمي اكنون براي بررسي هاي علمي پيش بيني زلزله در اختيار پژوهشگران سراسر جهان قرار گرفته است و قطعا هم پژوهشگران ايراني و هم ساير زلزلهشناسان در ساير كشور هاي جهان از اين نظر توجه ويژه اي به اين رويداد خواهند كرد.
زارع در گفتوگو با ايسنا تصريح كرد: با نگاهي به توالي رخداد زلزله ها از چهارشنبه 9 مارس به بعد در پهنه رومركزي زلزله ساحل شرقي هونشو مي توان اطلاعات جالبي به دست آورد. زمينلرزه بامداد 9 مارس 2011 با بزرگاي 7.2 با وقوع سه پس لرزه شديد - با بزرگي 6 - و چهارده پس لرزه متوسط، با بزرگاي بين 5 و 6 در همان روز همراه بود. سپس در روز پنج شنبه 10 مارس - 19 اسفند - پنج پسلرزه با بزرگاي متوسط - بين 5 تا 6 - رخ داد. در نهايت در روز جمعه 11 مارس - 20 اسفند- زمين لرزه اصلي بازرگاي 8.9 در همان پهنه رومركزي روي داد. تا شش ساعت اول پس از رخداد زلزله روز جمعه، پانزده پس لرزه با بزرگاي بيش از 6 در پهنه رومركزي رخ داده كه يكي از آنها بيست و نه دقيقه پس از رويداد لرزه اصلي، بزرگي 6.8 و ديگري در 35 دقيقه پس از لرزه اصلي بزرگاي 7.1 داشته است. بنابر اين زلزله 11 مارس 2011 ساحل شرقي هونشو از ديد رخداد خوشه هاي زلزله ها، اتفاقي مهم و قابل توجه ويژه است كه اين كار هم اكنون توسط پژوهشگران در حال انجام است.
وي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه چرا زلزله روز جمعه ژاپن در مقايسه با زلزله بزرگ سوماترا كه بيش از 300 هزار كشته به جاي گذاشت، تلفات نسبتا ناچيزي داشت به سه نكته اشاره كرد.
به گفته دكتر زارع، اولا زلزله اندونزي موجب سونامي شد كه بلندي امواج آب حمله ور به سوي ساحل به حدود سي متر يا بيشتر - حدود سه برابر بلندي امواج حاصل از اين زلزله ژاپن- رسيد، بنابراين انتظار خسارت و تلفات بيشتر در زلزله 2004 مي تواند منطقي تلقي شود. نكته دوم آن است كه ژاپن كشوري صنعتي و توسعه يافته با يك سامانه كاملا مجهز هشدار سريع زلزله و سونامي است (اساسا اين سامانه ها در ابتدا در ژاپن طراحي و ايجاد شده اند)، بنابر اين ژاپن از هر جهت به لحاظ پيشرفته بودن و تجهيز به فناوري نوين خود از پيشروان اين عرصه است و وضع آن قابل مقايسه به كشور هاي اكثر فقير وتوسعه نيافته يا در حال توسعه جنوب آسيا نيست و مردم ساكن در سواحل سندايي حداقل هشت دقيقه فرصت داشته اند تا قبل از رسيدن اولين امواج حمله ور آب حاصل از سونامي، ساحل را با شنيدن آژير سامانه هاي كاملا مجهز هشدار سونامي ترك كنند. دليل سوم نيز آن است كه تمركز جمعيت در معرض ريسك زلزله و سونامي در منطقه رومركزي و سواحل در معرض خرابي ها و تخريب حاصل از سونامي، در ژاپن و كشور هاي حاشيه اقيانوس هند قابل مقايسه نيست. منطقه جنوب آسيا مهمترين تمركز جمعيتي در دنياست، در حالي كه زلزله اخير از نظر كانون در نزديكي ژاپن واقع بود كه كل جمعيت آن در پايان 2010 حدود 127 ميليون نفر بوده است و الزاما همه اين جمعيت در معرض خسارت و خرابي حاصل از زلزله و سونامي زلزله مارس 2011 نبوده اند.
وي خاطرنشان كرد: در ساعات اوليه پس از رخداد سازمانهاي جستوجو، نجات و امداد در تمامي كشور هايي كه سابقه سوانح طبيعي - به ويژه زلزله - داشته اند، از آمريكا و انگليس گرفته تا ايران، تركيه، اندونزي و نيوزيلند به حال آماده باش در آمده و در حال اعزام تيمهاي كمك به ژاپن براي بررسي موضوع و كمك به سازمانهاي زيربط در ژاپن هستند.
دكتر زارع تصريح كرد: به هر حال زلزله 11 مارس 2011 از هر جهت - جه جنبه هاي علمي و فني و چه از نظر اجتماعي، رواني و همچنين مديريتي و اجرايي - حاوي درسهاي مهمي است كه بايد بياموزيم. اتفاق طبيعي مهمي رخ داده است و اهميت آن جهاني است. مساله، فقط مساله ژاپن نيست. همگي بايد به كمك زلزله زدگان ژاپن بشتابيم و همزمان اين رويداد را بررسي كنيم و از آن بياموزيم.
زبان تشكر از مادر @@@@ Level of mother tongue
وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادرت) بهت غذا میداد و تو رو تر و خشک می کرد … ... تو هم با گریه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی!
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون بهت یاد داد تا چه جوری راه بری.
تو هم این طوری ازش تشکر می کردی، که وقتی صدات می زد، فرار می کردی!
وقتی که 3 ساله بودی، اون با عشق، تمام غذایت را آماده می کرد.
تو هم با ریختن ظرف غذات کف اتاق، ازش تشکر می کردی!
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید.
تو هم، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی!
وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به مهد کودک بری.
تو هم، با انداختن (به عمد) خودت تو گل، ازش تشکر کردی!
وقتی که 6 ساله بودی، اون تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.
تو هم، با فریاد زدن: من نمی خوام برم! ازش تشکر می کردی …!
وقتی که 7 ساله بودی، اون برات یک توپ فوتبال خرید.
تو هم، با شکستن پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی!!!
وقتی که 8 ساله بودی، اون برات بستنی خرید.
تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی!
وقتی که 9 ساله بودی، اون هزینه کلاس پیانوی تو رو پرداخت.
تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری پیانو، ازش تشکر کردی!
وقتی که 10 ساله بودی، اون تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستات، ببره….
تو هم با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه حتی پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی!
وقتی که 11 ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد.
تو هم، ازش تشکر کردی: ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه!
وقتی که 12 ساله بودی، اون دلسوزانه تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزیونی بر حذر داشت.
تو هم، ازش تشکر کردی: صبر کردی تا از خونه بیرون بره و بعد …
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن این جمله: تو اصلاً سلیقه نداری!
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی: با فراموش کردن نوشتن یک نامه ساده!!!
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سر کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه …
تو هم، ازش تشکر کردی: با قفل کردن درب اتاقت!
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون بهت یاد داد تا چه جوری راه بری.
تو هم این طوری ازش تشکر می کردی، که وقتی صدات می زد، فرار می کردی!
وقتی که 3 ساله بودی، اون با عشق، تمام غذایت را آماده می کرد.
تو هم با ریختن ظرف غذات کف اتاق، ازش تشکر می کردی!
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید.
تو هم، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی!
وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به مهد کودک بری.
تو هم، با انداختن (به عمد) خودت تو گل، ازش تشکر کردی!
وقتی که 6 ساله بودی، اون تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.
تو هم، با فریاد زدن: من نمی خوام برم! ازش تشکر می کردی …!
وقتی که 7 ساله بودی، اون برات یک توپ فوتبال خرید.
تو هم، با شکستن پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی!!!
وقتی که 8 ساله بودی، اون برات بستنی خرید.
تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی!
وقتی که 9 ساله بودی، اون هزینه کلاس پیانوی تو رو پرداخت.
تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری پیانو، ازش تشکر کردی!
وقتی که 10 ساله بودی، اون تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستات، ببره….
تو هم با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه حتی پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی!
وقتی که 11 ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد.
تو هم، ازش تشکر کردی: ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه!
وقتی که 12 ساله بودی، اون دلسوزانه تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزیونی بر حذر داشت.
تو هم، ازش تشکر کردی: صبر کردی تا از خونه بیرون بره و بعد …
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن این جمله: تو اصلاً سلیقه نداری!
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی: با فراموش کردن نوشتن یک نامه ساده!!!
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سر کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه …
تو هم، ازش تشکر کردی: با قفل کردن درب اتاقت!
وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت رانندگی یاد داد …
تو هم، هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی؛ اینجوری ازش تشکر کردی!
وقتی که 17 ساله بودی و وقتی که اون منتظر یه تماس مهم بود:
تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی.
وقتی که 18 ساله بودی، اون در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی، اینطوری که تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی!
وقتی که 19 ساله بودی، اون شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی: با گفتن خداحافظ خشک و خالی، بیرون خوابگاه، به خاطر اینکه نمی خواستی جلوی دوستات خودتو دست و پا چلفتی و بچه ننه نشون بدی!!!
وقتی که 20 ساله بودی، اون ازت پرسید که، آیا شخص خاصی به عنوان همسر مد نظرت هست؟
تو هم، ازش تشکر کردی با گفتن: به تو ربطی نداره!
وقتی که 21 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد خط مشی برای آینده ات داد.
تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم!!!
وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت.
تو هم، ازش تشکر کردی، ازش پرسیدی که: می تونی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه کنی؟!
وقتی که 23 ساله بودی، اون برای اولین آپارتمانت، بهت اثاثیه داد.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن این جمله پیش دوستات: اون اثاثیه ها زشت و قدیمی هستن!
وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد.
تو هم با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی: مــادررر، لطفا تو کارام دخالت نکن!
وقتی که 25 ساله بودی، اون کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه…
تو هم ازش تشکر کردی، اینطوری که یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی!!!
وقتی که 30 ساله بودی، اون از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد.
تو هم با گفتن این جمله ازش تشکر کردی: همه چیز دیگه تغییر کرده !!!
وقتی که 40 ساله بودی، اون بهت زنگ زد تا روز تولد یکی از اقوام رو یادآوری کنه.
تو هم با گفتنâ€من الان خیلی گرفتارم†ازش تشکر کردی!
وقتی که 50 ساله بودی، اون، مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت.
تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی!!!
و سپس، یک روز، اون، به آرامی از دنیا میره و تمام کارهایی که در حق مادرت انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد
Level of mother tongue
When you were a year old, she (mother) gave you food and you will be wet and dry â € | ... With you all night crying in her thank you!
When you were 2 years old, she taught you how to walk.
You thanked her by the way, when you ran your voice, you run!
When you were 3 years old, I love all of your food was ready.
You Ghzat container with pouring the floor, thanked her!
When you were 4 years old, she gave you some crayons.
You coloring the dining room table, thanked her!
When you were 5 years old, she was dressed to go to preschool.
You, with throwing (intentionally) yourself flowers, thanked her
When you were 6 years old, you, accompany you to school on.
You, with a shout: I do not want to go! Thanked her â € |!
When you were 7 years old, that you buy a football.
You, breaking the side window neighbors thanked her!
When you were 8 years old, she gave you an ice cream.
You, with Chkvndn (ice cream) to all Lbast thanked her!
When you were 9 years old, she paid for my piano class fee.
You no bother yourself to learn piano, thanked her
When you were 10 years old, she was all day to drive you to soccer practice and gymnastics classes from there to a birthday party friends, take â € |.
You jumping out of the car, without even looking back I'll also thanked her
When you were 11 years old, that you and your friends to take to the movies.
You thanked her: her with you in a row asking!
When you were 12 years old, her compassionate you not to watch certain TV shows have warned.
You thanked her: waiting until she left the house and then â € |
When you were 13 years old, she suggested that I do correct your hair.
You thanked her, by saying: You do not taste at all!
When you were 14, it cost a month away at summer camp paid.
You thanked her: forgetting to write a simple letter!
When you were 15, she was back from work and wanted to let you hold and express affection want â € |
You thanked her: with locking your room door!
When you were 16, she taught you to drive â € |
You, every time that could be had on the car are gone; way thanked her
You, every time that could be had on the car are gone; way thanked her
When you were 17 and when she was expecting an important call:
All night the phone did, and thanked her.
When you were 18, in her high school graduation, was crying from happiness.
You thanked her, the way to celebrate being done, before your mother come!
When you were 19, she paid college tuition, as well, and you can touch up your stuff to the University to carry.
You thanked her: saying goodbye mere accommodation out, because your friends would not stop yourself clumsy mother and child to show you!
When you were 20 years old, she asked nitrogen, whether fashion special person as a spouse's mind?
You thanked her by saying: you do not!
When you were 21, I suggest you guidelines for your future.
You, by saying thanked her: I do not want to be like you!
When you were 22, you celebrate her college graduation embraced.
You thanked her, asked is: Can you cost me a trip to Europe you prepared?
When you were 23 years old, to her first apartment, I had luggage.
You thanked her, by telling your friends before: she is ugly and old furniture are!
When you were 24, she met your assets and about the future is what you want to work with her, you would ask nitrogen.
Screed and sound with you (which had caused anger) gave shout: Madrrr, please Karaman You Do not interfere!
When you were 25, she helped to pay the cost of your wedding and you will cry while I said: I miss you much gets â € |
You thanked her way around a place that I've chosen for your life!
You thanked her way around a place that I've chosen for your life!
When you were 30, she found out through someone else that you have children and you're called.
I also thanked her by saying: everything else has changed!
When you were 40, she called to tell you the birthday of one of my relatives make reminder.
You saying I now very busy â € â € thanked her
When you were 50, she fell ill and needed care and help you.
You speak about it with parents, their children sand overhead thanked her!
And then, one day, she quietly goes to the world and all the things your mother did the right, coming down like thunder on your heart
تمرین فرشته بودن در زیر پوست شهر (تصاويري غمناك از یک خانواده ایرانی)@@@@ Practice being an angel in the city under the skin ( sad images of an Iranian family )
اینجا دیوارها بلندتر از تنهایی نیست، اینجا چشمها خیره به دستان دیگری نیست، هرچند نگاهش کم نور و تار است اما لبخند کش آمده بر روی لبانشان حکایت از این دارد که "هر چه خدا خواهد". این جمله آنهاست که شاید برای همیشه در ذهنم نقش می بندد.
آنها پر از یگانگیاند پر از زندگی. آری درست است که در دنیایی که همه دندانهایشان را تیز کرده که تنها برای لقمه نانی آماده دریدن هم باشند این خانواده در زیر پوست شهر در حالی روزگار میگذارند که شاید.. شاید.. شاید.
مادر در این خانه تمرین فرشته بودن میکند و فرزندانش در زیر تکه سقفی با ذره هوایی برای نفس کشیدن راضی اند، نگاه خیره ام را از روی چهره بیمارگونهاشان بر روی فرش دستبافت فرزند بزرگتر میدوزم و طنین صدای فرشته خانه را به نجوا میشنوم . این یک بیماری پوستی است به اسم " گزرودرماپیگمن توزا ".
از هفت سالگی گریبانگیر پسر و دو دخترم را گرفته است، نگاهم را بلند میکنم و به دستهای پرمهر خواهر کوچک نگاه میکنم، او کک و مکهای صورت برادر را کرم میزند و لبخند را از صورتش دور نمیکند، حالم بد میشود از آدمهایی که تو فکر یک سقفند، یک سقف بی روزن!!
خواهر بزرگتر میگوید: این بیماری اختلال مادرزادی است و با قرار گرفتن در برابر نور آفتاب، پوست پر از کک و مک میشود و صورت ما میشود همینی که میبینی!
برادر از بیماری به شدت رنج میبرد یک چشمش را از دست داده و تنها صداهای دنیا را از یک لاله گوش میشوند اما مثل یک کوه بلنده. او یک مرد است، یک مرد! این را از جملهاش که به آرامی در گوشم زمزمه میکند میفهمم: خانم هیچ کس به من کار نمیده تا کمک خرج باشم." اشک در یک چشمم جمع میشود و با دستهایش اعتراض را فریاد میکند.
غمگین و خسته میگوید ،می دونی راز جاودانه شدن چیه؟! اینه ما هیچ کمکی از بهزیستی نمیگیریم، هان این جملهای است که بر دلم می نشیند، حال نوبت من است که تو چشمام ابرهای سنگین ببنیم.
میخندد و ردیف دندانهایش در صورت کک و مکی اش نمایان میشود، انگار رمقی برایش نمانده، دلتنگی را میتوان از یک چشمش خواند.
آری درد است درد. اما کاش این درد به همین سقف محدود میشد، کاش من و تو و ما مقصر نبودیم، درد آنها فقط زیر سقف آنها نیست زیر سقف تو هم هست مسئول، ملت، مردم! چطور آسوده بخوابیم وقتی در جنوبیترین منطقه تهران این خانواده به نانی و گندمی و لبخندی محتاجند.
فرشته خانه میگوید: هزینهها کمر شکن است خستهام مادر! طنین مادر آتش به جانت میکشد انگار گرد تنهایی و بی کسی و غم پاشیدهاند در تن صدایش.
برای درد این مادر، برای رنج این پسر برای لبخند رجهای رنگارنگ خواهر و برای دستهای غرق کرم کوچکترین عضو خانه. پس دلخوش میکنیم که روزی خورشید از غرب طلوع کند و آنها از این سر شهر تا آنور شهر فریاد زنند که خدایا، کجای آسمانی تا ببوسمت ؟
اما .... حالا نوبت شماست ، شاید این روزها چاره فقط انتظار باشد وانتظار و ... اینجا بر در زیر پوست شهر، پشت بیماری پوستی مادرزادی، انسانیت نمرده؟ مرده؟
Walls, taller than is here alone, staring eyes, here is another hand, though looked dim and blurry stretch, but the smile on the lips of the tale that "whatever God wants." This might include them in my mind forever closes role.
Ygangyand filled them full of life. Yes it is true that in a world where all have sharp teeth that bite just for the bread to be ready to rip this family in the city while under the skin that may leave days .. Maybe .. Maybe.
Ygangyand filled them full of life. Yes it is true that in a world where all have sharp teeth that bite just for the bread to be ready to rip this family in the city while under the skin that may leave days .. Maybe .. Maybe.
Angel mother practicing in this house and children will be under the roof with a piece of particle are happy to breathe the air, my gaze from the faces on the carpet Bymargvnhashan Mydvzm older child and resonant voice of an angel home to hear whispers. This is a skin disease called "Gzrvdrmapygmn Tvza."
Gripped at the age of seven sons and my daughter has two, I look up and look at hands loving little sister, as his brothers Coke and Mkhay worm causes the smile on his face is not round, I'm sick of people who are thinking of you A Sqfnd, without a roof Rosen!
Older sister said: "This disease is a congenital disorder and exposure to sunlight, the skin is full of fleas and the Mac and see if we are the same!
Older sister said: "This disease is a congenital disorder and exposure to sunlight, the skin is full of fleas and the Mac and see if we are the same!
Brother suffers from the disease severely lost one eye and the only sounds the world are but one ear, like a mountain high!. He is a man, a man! This from the Jmlhash gently whispered in my ear I know is: Ms. No one to my work I spend way over to help. "Tear in my eye accumulates a protest with the hands will cry.
Sad and tired of saying, you know what the secret of being immortal? Thing we no help from welfare or implied, Han is the sentence which I arrive, I turn now that my eyes Bbnym heavy clouds.
Rows of teeth, and laughs in his face appears Coke and Maki, Rmqy like him left, missing an eye can read.
Yes, pain is pain. But I wish this pain was limited to the same roof, and we wish you and I were not to blame, their pain is just below their ceilings under the roof is also in charge of you, people, people! How comfortable sleep when Jnvbytryn Tehran area and the family bread wheat and Mhtajnd smile.
Angel House says: "I am tired of spending is breaking the back mom! Janet Ring of Fire kills mother alone and without someone like dust and Pashydhand sadness in his voice tone.
For the pain this mother, to suffer for this boy's sister and colorful smile Rjhay cream for the hands sink the smallest member of the house. So happy that one day we will rise from the West sun and their head of the city turns to Anwar town shouting that God, divine to kiss you where?
But .... Now your turn, might be expected these days Vantzar and only choice ... Here under the skin of the city, behind congenital skin disease, died of humanity? Dead?
یه دوست پسر هم نداریم
یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده ، ماهم کلی کولی بازی در بیاریم
یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه
یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع برم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگم اونی که باید بپسنده پسندیده
یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده
یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی
یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن
یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود
یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن
یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا میشی
یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه
یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن
یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم
یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش
یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون
یه دوست پسر هم نداریم وقتی ناراحتیم الکی از این حرف های امید دهنده بزنه مثلاً همه چی آرومه و اینا
یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم می خوام پراید بخرم بگه بقیه پولشو من می دم ۲۰۶ بخر
یه دوست پسر هم نداریم که ثانیه به ثانیه یادآوری کنه که ما فقط دوستای معمولی هستیم
یه دوست پسر هم نداریم خودمونو واسش لوس کنیم بگه خبه خبه ادای احمق ها رو در نیار
یه دوست پسر هم نداریم یه کم شعور داشته باشه به شعورش توهین کنیم
یه دوست پسر هم نداریم بهمون بگه مواظب خودت باش از پیاده رو برو رسیدی خونه تک بزن
یه دوست پسر هم نداریم نگران این باشیم که یه وقت تو برنامه هاش سفر یه هفته ای به تایلند نزاره
یه دوست پسر هم نداریم وقتی عصبانی هستیم با فامیل صداش کنیم مثلاً گوش کن آقای فلانی
یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره
یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم
یه دوست پسر هم نداریم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جای جواب عاشقونه گیر بدیم این اس ام اس رو کی برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟
یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق
یه دوست پسر هم نداریم آرزوهامونو بهش بگیم اونم الکی بگه خودم همش رو بر آورده میکنم
یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمیخونن بلکه جواب هم میدن
یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال
یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه
یه دوست پسر هم نداریم برامون آواز بخونه با صدای نکرش
یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود
یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه. میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ میزنم هفته ی بعد زنگ نزنه
یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب
یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم تو دیگه مرد شدی وقت زن گرفتنته
یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه
یه دوست پسر هم نداریم که وقتی خسته میشیم کیفمون رو برامون بیاره
یه دوست پسر هم نداریم که یکی جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشه
یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب
یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش
یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم
یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه
یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه
یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد. هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان
یه دوست پسر هم نداریم نصفه شب اس ام اس های محبت آمیز برامون بفرسته صبح بیدار شدیم بخونیم کیف کنیم
یه دوست پسر هم نداریم وقتی با گریه بهش زنگ می زنیم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزن
یه دوست پسر هم نداریم نگه هروقت با ۹۱۲ زنگ زدم فقط حرف های مهم رو بگو، چرت و پرت خواستی بگی بگو با ایرانسل ساعت ۱۱ شب به بعد زنگ بزنم
یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه
یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه
یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شب هایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید
یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو
یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم
یه دوست پسر هم نداریم تو ماشین آهنگ شیش و هشت بزاریم کله هامونو باهم تکون بدیم
یه دوست پسر هم نداریم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بریم بیرون
یه دوست پسر هم نداریم پفک بخوریم یواشکی دستامونو بمالیم به صندلی های ماشینش
یه دوست پسر هم نداریم اول آشنایی شماره ایرانسل بدیم بهش دو روز بعد از آشنایی ۹۱۲
یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه
یه دوست پسر هم نداریم موبایلمون همیشه تو دستمون باشه دیگه هی گم نشه
یه دوست پسر هم نداریم حتی گاهی گوشیمونو یهو بگیره بگرده بیبینه خیانت میانت نمی کنیم که
یه دوست پسر هم نداریم دستامونو بگیره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت میرسه بکشش بیرون
یه دوست پسر هم نداریم شماره تلفنش بشه همه ی پسوردامون
یه دوست پسر هم نداریم که تهدیدش کنیم یا دیگه نباید سیگار بکشه یا اگه میکشه منم باید باهاش بکشم
یه دوست پسر هم نداریم که هیچ، دوست معمولیشم نداریم دلمون خوش باشه
Subscribe to:
Comments (Atom)