8.29.2011

Last images of Reza Khan - After Death@@@آخرین تصاویر از رضا خان - پس از مرگ

آخرین تصاویر از رضا خان - پس از مرگ

زندگینامه رضاخان
نام‌ها

رضاشاه در طول زندگی خود و حتی پس از آن به دلایل مختلف به نام‌هائی چند خوانده شده است. در جوانی به نام ناحیه‌ای که از آن برخاسته بود «رضا سوادکوهی» نامیده می‌شد.[3] با ورود به نظامی‌گری به «رضاخان» و سپس، با ذکر درجه نظامی‌اش، به «رضاخان میرپنج» شناخته شد. بعد از کودتای ۱۲۹۹ و به دست‌گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا، او را «سردار سپه» می‌خواندند. پس از رسیدن به سلطنت و انتخاب نام خانوادگی پهلوی به «رضاشاه پهلوی» شناخته شد. در سال ۱۳۲۸ با تصویب مجلس شورای ملی به او لقب «کبیر» داده شد و از آن پس هوادارانش او را «رضاشاه کبیر» می‌خوانند.

زندگی

آغاز زندگی و جوانی

رضا در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ (ربیع‌الاول ۱۲۹۵ هجری قمری) در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران زاده شد. پدرش عباسعلی، سرهنگ فوج سوادکوه، و مادرش زهرا (نوش‌آفرین) که جزو مهاجرین از قفقاز بود. پس از مرگ پدرش در چهل روزگی وی، با مادرش برای پیوستن به دایی خود به تهران آمد. در این سفر رضای نوزاد به شدت بیمار شد و حتی برای یک شب اورا مرده پنداشتند. و در محله سنگلج در فقر و تهیدستی زندگی کردند.

خانواده


در سن ۱۲ سالگی توسط ابوالحسن خان سرتیپ (صمصام) از بستگان خود وارد فوج سوادکوه (از ابواجمعی علی‌اصغرخان امین‌السلطان صدراعظم) و تابین (سرباز) شد. سال ۱۳۱۳ هجری قمری پس از قتل ناصرالدین شاه قاجار، فوج سوادکوه برای حفاظت از سفارتخانه و مراکز دولتی به تهران فراخوانده می‌شود. وی در دوران خدمت در قزاقخانه به سرعت رشد کرد و در سال ۱۳۱۸ هجری قمری، به سرگروهبانی محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد و پس از چندی به وکیل‌باشی گروهان شصت تیر منصوب شد. گروهان شصت‌تیری که رضاشاه آینده به فرماندهی آن رسید نخستین گروهان شصت‌تیرانداز در ایران بود که در حصر تبریز نیز در دورهٔ استبداد کوچک همراه بود. در این دوره رضا شاه به دلیل استفاده از یکی از معدود مسلسل‌های ماکسیم آن زمان، به رضا ماکسیم معروف شد.

بعد از فتح تهران در سال ۱۳۲۴ هجری قمری به همراه گروه محافظین عین‌الدوله که تبعید می‌شد، به فریمان اعزام شد. رضاخان نزد عین‌الدوله تقرب یافت و به آموختن خواندن و نوشتن ‌پرداخت.

در سال ۱۲۸۸ خورشیدی، همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورشها و قیامهای محلی به زنجان و اردبیل اعزام ‌شد و در جنگ با قوای ارشدالدوله از خود رشادت نشان داد. سپس با درجه یاوری به فرماندهی دسته تیرانداز و در سال ۱۲۹۷ خورشیدی به فرماندهی آتریاد (تیپ) همدان منصوب شد.

گیلان

در سال ۱۲۹۹ خورشیدی برای شرکت در سرکوبی قیام میرزا کوچک‌خان جنگلی به گیلان اعزام شد.

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹

در نتیجه مذاکرات و هماهنگی‌های به عمل آمده بین سیدضیاءالدین طباطبایی (مدیر روزنامه رعد) و رضاخان، در روز سوم حوت(اسفند)، کودتای ۱۲۹۹ صورت گرفت و قوای قزاق وارد تهران شدند و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند. نزدیک به صد تن از رجال، سرشناسان و روحانیون بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح‌آباد ‌گریختند و فتح‌الله خان سپهدار رشتی (نخست‌وزیر) به سفارت بریتانیا در تهران پناهنده شد.

نظر برخی از تاریخ‌نویسان (مانند سیروس غنی و همایون کاتوزیان)

گفته می‌‌شد دولت بریتانیا برای کنترل اوضاع ایران اقدام به کودتای نظامی کرد. از دید برخی از تاریخ‌نویسان،اکنون با باز شدن اسناد طبقه بندی شده وزارت امور خارجه بریتانیا مشخص گردیده است که دولت بریتانیا (مانند لرد کرزن، وزیر امور خارجه) کاملاً از برنامه‌ریزی برای کودتا بی‌خبر بوده است. البته برخی از ماموران بریتانیایی در ایران، مانند آرون‌ساید و نرمن (سفیر وقت بریتانیا در ایران)، چند روز قبل از کودتا از آن خبر داشته‌اند.

نمونه‌ای از روایت تاریخ‌نویسان دیگر (مانند عبدالله شهبازی)

پس از خروج نیروهای روسیه از ایران، دولت بریتانیا برای کنترل اوضاع ایران اقدام به کودتای نظامی کرد. برای اجرای این طرح ژنرال ادموند آیرونساید (فرمانده قوای بریتانیایی در ایران)، اردشیر جی (رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ایران و روزنامه نگار زرتشتی)، رضاخان فرمانده آتریاد تهران و سیدضیاءالدین طباطبایی مدیر روزنامه رعد مذاکراتی در روستای آق بابا نزدیک قزوین انجام دادند. در کودتای ۱۲۹۹ و حوادث بعدی آن شبکه مفصل اطلاعاتی حکومت هند بریتانیا در ایران، که از سال ۱۸۹۳ میلادی/ ۱۳۱۰ ق. یعنی از سه سال قبل از قتل ناصرالدین شاه، به وسیله سِر اردشیر ریپورتر (اردشیر جی) اداره می‌‌شد، نقش اصلی و تعیین کننده داشت. این شبکه بود که رضاخان را برکشید و پرورش داشت و تمامی مقدمات کودتا را فراهم آورد و سپس مسیر دشوار او را در تأسیس سلطنت پهلوی هدایت و هموار کرد.

البته در کودتا سرلشگر سر ادموند آیرونساید (بعدها: بارون آیرونساید اول)، فرمانده نیروهای نظامی بریتانیا مستقر در شمال ایران (نورپرفورس)، نیز نقش داشت. ولی باید توجه نمود که این نقش محدود بود. آیرونساید تنها مدت کوتاهی در منطقه و در ایران بود. او از ۴ ا کتبر ۱۹۲۰ تا ۱۷ فوریه ۱۹۲۱، یعنی کمتر از چهارماه و نیم فرمانده نورپرفورس بود که مأموریت جنگ با بلشویک‌ها را به عهده داشت. وی در طول زندگی‌اش نیز ارتباطی با ایران نداشت و بنابراین نقش او در کودتا نمی‌تواند همسنگ و حتی قابل مقایسه با نقش اردشیر ریپورتر باشد که به عنوان رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ا یران تا زمان کودتا ۲۸ سال در ایران اقامت داشت و بر حوادث مهمی چون انقلاب مشروطه و غیره تأثیر نهاده بود. البته آیرونساید به عنوان فرمانده نیروهای نظامی بریتانیا در شمال ایران سهم معینی در کودتا داشت ولی او مجری دستورات وزیر جنگ وقت بریتانیا، یعنی سِر وینستون چرچیل، بود. بعدها همین چرچیل، به عنوان نخست وزیر وقت بریتانیا، نقش سرنوشت سازی در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ایفا کرد.

نخست‌وزیری

سرانجام رضاخان با صدور فرمان احمدشاه به فرماندهی دیویزیون قزاق و وزارت جنگ و سیدضیاءالدین طباطبایی به نخست‌وزیری منصوب شدند. کابینه سید ضیاء (معروف به کابینه صدروزه) بزودی ساقط شد و سردار سپه از احمدشاه فرمان نخست‌وزیری گرفت.

پادشاهی

پس از خروج احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس ‌جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. با مخالفت و مقاومت شدید روشنفکران و روحانیان و مردم طرح جمهوری با شکست روبرو شد.

بالاخره نمایندگان مجلس پنجم‌ شورای‌ ملی‌ با فشارهای سردار سپه در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت‌ موقت‌ «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای ‌رضاخان پهلوی» سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. سپس با تشکیل یک مجلس‌ موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران‌ به‌ «اعلیحضرت‌ رضا پهلوی» واگذار شد. مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ انجام شد.

رضاشاه و خانواده‌اش

«در بیست و چهارم آذرماه سال ۱۳۰۴ خورشیدی، در پی یک کودتا، رضاشاه پهلوی در مجلس شورای ملی حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسماً به عنوان سردودمان پهلوی وظایف سلطنت را به عهده گرفت. هنگامی که رضا شاه پهلوی بر مسند سلطنت نشست، جهان در میانه دو جنگ جهانی نفسی می‌کشید.

مرگ
علی ایزدی در خاطراتش می‌نویسد که وی در حال برخاستن از جای خود دچار حمله قلبی می‌شود .
او می‌نویسد:
" دچار حمله قلبی شدیدی می‌شوند و به زحمت خود را تا نزدیک تختخواب می‌رسانند و در آن جا به سختی زمین می‌خورند به طوری که یک دست و صورتشان مجروح می‌شود و از هوش می‌روند. "



Last images of Reza Khan - After Death
Reza Khan Biography
Names
 The area had risen from a young man named "Reza Access" was called. [3] with the military to "Reza Khan," and then, with military-grade, to "Reza Khan Myrpnj" was recognized.  After the 1299 coup and Dstgrftn of war and commander in chief, he "Sardar Sepah" read.  After reaching the Pahlavi monarchy and the name "Reza Shah Pahlavi" was recognized.  In 1328 Parliament passed him the nickname "Great" was given and then his supporters, "Reza Shah the Great," read.
Life
Early life and youth
R. 24 Persian date Esfand 1256 (R. Awal 1295 AH) was born in a village in Mazandaran Lasht Access functions.  AA's father, Colonel Fvj Access, and his mother, Zahra (Nvshafryn) among immigrants from the Caucasus.  Forty days after the death of his father, with his mother to join his uncle came to Tehran.  The trip was very ill and even a baby's sake I thought him dead.  Lived in poverty and misery in the neighborhood and Snglj.
Family

At age 12 by Gen. Hasan Khan (Smsam) of your relatives Fvj Access (Abvajmy Lyasghrkhan Aminossoltan of Chancellor) and Tobin (soldiers) were.  Years after the murder of Shah Qajar in 1313 AH, Fvj Access Protection embassies and government institutions are called on to Tehran.  He served during the Cassack khaneh grew rapidly and in 1318 AH, the guards Srgrvhbany Russian banks borrowed in Mashhad and later was appointed recently to the Persian month Tir Vkylbashy sixty companies.  Shsttyry company that Reza Shah was the next command Shsttyrandaz first arrest was in Iran in Tabriz during the oppression was small.  In this era of Reza Shah, the Maxim machine guns, one of the few at the time, was known to R. Maxim.
After the conquest of Tehran in 1324 AH with the exile groups Ynaldvlh guards had been deployed to frame.  Reza Khan was among Ynaldvlh approach to learning to read and write.
Solar in 1288, along with the Armenians to suppress riots and uprisings of local riders and Bakhtiari, Zanjan and Ardebil and in the deployment of combat forces Arshdaldvlh showed courage.  The shooter with the assistance and in 1297 commanded the sun to Tryad Command (Brigade) was appointed in Hamedan.
Gilan
In 1299, solar companies were dispatched to Gilan in suppressing the rebellion of Mirza Kvchkkhan forest.
Third Persian date Esfand 1299 coup
As a result, negotiations and coordination of action between Sydzya’aldyn Tabatabai (director of the lightning) and Reza Khan, the third day of March (March), Kazakh military coup took place in Tehran in 1299 and occupied government offices and military bases.  Nearly a hundred men, and prominent Clergymen were arrested and imprisoned.  Ahmad Shah and Mohammad Hassan Mirza (Crown Prince) to the palace and fled Frhabad Fathollah Sepahdar Rashti Khan (Prime Minister) to the embassy in Tehran was granted asylum in Great Britain.
Some historians (such as Sirius and Homayoun Ghani consistory)
Great Britain was the government's attempts to control Iran's military coup.  View of some historians, is now open with classified documents that the State Department has indicated Great Britain Great Britain (such as Lord Krzn Secretary) had been completely unaware of the planning for the coup.  Some British officials in Iran, like Rvnsayd and Norman (then Ambassador to Great Britain in Iran), it's been a few days before the coup.
Another example of narrative historians (including Abdollah Shahbazi)
After the withdrawal of Russian forces from Iran, Great Britain's attempts to control Iran's military coup.  For this project, General Edmund Ironside (commander of British forces in Iran), Ardeshir J. (Great Britain's intelligence network in Iran, Zoroastrianism, and journalists), Commander Reza Khan Tabatabai Sydzya’aldyn Tryad Tehran and director of the lightning talks in a village near Qazvin Aq I did.  1299 coup and subsequent events in a detailed network information to the government in Iran, India, Great Britain, from 1893 AD / 1310 AH.  The three years prior to the murder of Shah, the head Ardeshir Reporter (A. J.) was administered, and the main role was decisive.  Reza Khan's network was up and develop Brkshyd coup and all the arrangements and provide him the difficulty in establishing the Pahlavi monarchy and paved.
But the coup, Major General Sir Edmund Ironside (later: First Baron Ironside), commander of military forces stationed in northern Iran, Great Britain (Nvrprfvrs), also had a role.  It should be noted that this role was limited.  Ironside was only a short time in the region and in Iran.  His 4 Oct 1920 to 17 February 1921, less than four months and a half was the mission commander Nvrprfvrs led to war with the Bolsheviks.  Constitutional Revolution and was founded on.  Ironside as the commander of troops in northern Iran, Great Britain, in a certain proportion of the coup but he was following orders when Secretary of War, Great Britain, the Sir Winston Churchill, did.  Later that Churchill, as Prime Minister of Great Britain, 28 coup in the Persian date Mordad 1332 played a decisive role.
Prime Minister
Reza Khan finally issued orders to the commander Ahmad Shah Dyvyzyvn Kazakh Prime Minister and Minister of War and was appointed to Sydzya’aldyn Tabatabai.  Syed Zia's cabinet (known as the Cabinet Sdrvz·h) and was soon ousted Prime Minister Sardar Sepah took command of Ahmad Shah.
Kingdom
After Ahmad Shah, Reza Khan, the idea of ​​abolishing the monarchy and brought before President Sardar Sepah.  Strong resistance and opposition intellectuals and clergy and people of the Republic failed.
Finally, the fifth National Assembly of Parliament with the Persian date Aban 1304 9 Sardar Sepah pressure of the solar units, which spoke of the reign of Ahmad Shah was deposed and a provisional government "of the constitution and laws of the country, Mr. Reza Khan Pahlavi," was given  and "determine conclusively rule" was left to the Constituent Assembly.  The formation of a Constituent Assembly, 21 Persian date Azar 1304, the Iranian monarchy, "His Majesty Reza Pahlavi," was assigned.  Reza Shah's coronation ceremony was conducted in four Persian date Ordibehesht 1305.
Reza Shah and his family
"On December twenty-fourth solar year 1304, following a coup, Reza Shah Pahlavi, was present in the National Assembly and sworn in the Koran as dynast Pahlavi officially assumed the duties of the monarchy.  When Reza Shah Pahlavi monarchy sat on the bench, the world would breath in the middle of World War Two.
Death
Ali Izadi wrote in his memoirs that he had suffered a heart attack is getting up from his place.
He writes:
"Suffered a severe heart attack, and its hard to deliver the bed and it's hard to eat the one hand and his face is injured and lost consciousness."


مراسم تشییع جنازه رضاشاه پهلوی در صحن حرم حضرت معصومه در قم ، به هنگام انتقال به تهران
Funeral Reza Shah Pahlavi in the courtyard of Imam Reza shrine in Qom, when transferred to Tehran




لوازم شخصی رضاشاه پهلوی شامل ، کلاه و پالتو و عصا

Reza Shah Pahlavi, personal belongings, including a hat and overcoat and cane



قطار مخصوص حمل جنازه رضا پهلوی از اهواز به تهران


Special train carrying the body of Ahwaz to Tehran to Reza Pahlavi



تشییع جنازه رضا پهلوی در فرودگاه قاهره برای انتقال به ایران

Funeral Reza Pahlavi in Cairo airport for transfer to Iran








No comments:

Post a Comment